كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
199
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
پرداخت . او قاعدتا پس از تحمل مدت طولانى تحريم و تجزيه اجتماعى ، به همسازى اجتماعى با صاحبان اين دين قديمى علاقمند شده بود . او از مصعب خواست كه دربعدازظهر روزهاى جمعه ، يعنى درست در زمانى كه يهوديان خود را براى يوم سبت ( روز شنبه - روز تعطيل و عبادت يهوديان ) آماده مىكنند گردهمائى از مسلمين تشكيل شود . او بدين وسيله مىخواست تا ضمن همراهى مذهبى با يهوديان فاصله اجتماعى خود را نيز حفظ كرده باشد . سپس او از مسلمين خواست تا در روز كفاره « 1 » ( روز عفو گناهان ) ، كه دهمين روز از ماه تشرى « 2 » يهوديان بود ، روزه بگيرند . اين روز در نزد مسلمانان برابر با عاشورا ، دهمين روز محرم ، است . مسلمانان حالا در ميانه روز ( ظهر ) نيز مانند يهوديان نماز مىگذارند ، درحالىكه قبل از آن فقط هنگام صبح و غروب آفتاب نماز به جاى مىآوردند . همچنين برنامه نماز شب و نيايش شبانه هم متداول گرديد . حالا ديگر مسلمانان هم با زن يهودى مىتوانستند ازدواج نمايند و هم از غذاى آنان بخورند . آنها تمامى مراسم يهوديان را رعايت نمىكردند ، بلكه سعى داشتند تا حالت ميانهروى را در اجراى مراسم حفط نمايند . اين عمل آنان بسيار شبيه به دستور ( عمل به تورات ) مسيحيان ، در ابتداى تبليغ مسيحيت بود . 24 از همه بالاتر اينكه مسلمانان همسو با يهوديان و مسيحيان هنوز به سوى بيت المقدس نماز مىگذاردند . معراج محمد ( ص ) به بيت المقدس بيانگر اهميت اين شهر تاريخى براى مسلمانان بود ، و قبول اين شهر به عنوان قبله نشانى از همسوئى اين دين جديد با اديان قديمى بود . مسلمانان حالا روزى سه بار به طرف بيت المقدس نماز مىگذاردند و اعمال آنها در نماز بيانگر اين واقعيت بود كه آنها در اصول با مردم صاحب كتاب يكسان هستند . قرآن نيز نام آرامى « مدينه » را كه يهوديان براى يثرب به كار مىبردند و به معناى « شهر » بود برگزيده است . در عربى اين نام تبديل به « المدينه » شد كه به معناى « شهر ما » محسوب مىشود . پنج سال قبل از اين ، محمد ( ص ) براى رهائى مسلمانان از فشار اهالى مكه حاضر شد از پادشاه مسيحى حبشه تقاضاى كمك نمايد كه دليل اين
--> ( 1 ) - KIppur ( 2 ) - Tishri